آلبوم عکس های قدیمی
بعداز 5 سال که برمی گردی به
اینجا درست شبیه نگاه کردن به
آلبوم عکسهای قدیمی است
عکس های دوربین های 110 و
135 قدیمی که با ذوق و شوق فیلم
را توی آن میگذاشتیم و با هزار
امید به لابراتوار میدایدیم که چاپ
شود نه این عکس های بیمزه
دیجیتالی و موبایلی
ديدار
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گويی در جهان ديگری هستم
های!
نخراشی به غفلت گونه ام را تيغ!
های نپريشی صفای زلفکم را دست!
و آبرويم را نريزی دل!
ای نخورده مست!
لحظه دیدار، نزدیک است.
کرکسها
کر ها همه کس شدند
دنیا پر کرکس شد
زمین را نگه دارید!
من پیاده می شوم.
شاعر را نمی شناسم.
سکه ی قلب
سکه ی قلب تو بودم
مرا به پشیزی فروختی
مشق عشق
می گویم :
چرا اینطور نگاهم می کنید خانم؟ شما هم از همان
گندابه هیجانید که من، پس تفاخر برای چیست؟ حالم
به هم می خورد از چشم هایی که برای اثبات
صاحبانشان، دیگران را نفی می کنند به
تحقیر.خانم! نگاهتان دریدگی همان چشم ها را دارد.
چه چیز را می خواهید بباورانید؟ تخم کینه که دست
هاتان در قلب هامان کاشت، به تصادف نفرین-بوته
خشم نشده که اینگونه اتهام جهالت می زنید. میان ما
و شما تفاوت شاید، تپیدن یک قلب است، سرخ،
که در فاصله های نامنظم هر تپش اش، قهقه ی
شما و هقهقه ی ما را معنا می کند. همین. می
بینید خانم؟ هندسه ساده ای دارد این زیستن های ما
و جبر زیرکانه ای. بس است. بس. دهانتان گند-بوی
تزویر می دهد آنطور از عشق حرف که می زنید. بس
است. شکستن آینه درمان زشتی نمی کند حتی
اگر که فراموشی بیاورد. این رفتار شتر مرغ گونه
چیست؟
می گویم :
سال ها گذشته از آن روز که از آن معلم پرسیدم اجازه
آقا اجازه! این مشق ها را برای چه خط می زنید و
گفت می فهمی پسر، می فهمی، و دو خط قرمز
شتابزده کشید روی بابا نان داد و دو خط قرمز شتابزده
کشید روی دست در دست هم دهیم به مهر و دو
خط قرمز شتابزده کشید روی دریغ است ایران که...
باید ببینمش. ببینمش بگویم آقا! ما در این سالگی
هنوز پاسخ کودکانه ترین سوال هامان را هم نگرفته ایم
که چرا خط می زدید روی مشق هایی که ما مچ درد
می گرفتیم بنویسیم، می خواستید یعنی یادمان بدهید
مداد چطور دست می گیرند؟ اما که چه بنویسند که باز
که بیاید خط قرمز شتابزده بکشد روی آن نوشته ها و
ما بمانیم و دردی که دیگر فقط مچ درد نیست. پسر آن
روز هنوز نفهمیده این ها را اما مرد امروز که شاید
قدش دوتای شماست فهمیده که چرا آن روز گفتید :
می فهمی پسر می فهمی، یا چرا آدم ها پوزخنده
می زنند سادگی شعرهای آن موقعشان را که می
بینند : دست در دست هم دهیم به مهر- هه - می -
هه - هن خویش - هه هه - را کنیم آباد - هه هه هه -
روی مشق عشق، همیشه خط سرخی هست
حتی وقتی که
آدم ها برای این مشق می کنند که بفهمند مداد
را چطور دست بگیرند.
************
پ ن :
مشق امروز را نوشته ام. خودکار قرمز همراهتان
هست خانم؟
خواب
صبح زود با صدای زنگ ساعت از خواب می پرم برخلاف همیشه
خوشحالم که از خواب بیدار شده ام خواب عجیب و تا حدودی
وحشتناکی میدیدم اما یادم نمی آید چی بود.باخستگی آماده رفتن
میشوم هر چی فکر میکنم نمیدونم کجا باید بروم ترجیح میدهم بدنم
اتوماتیک کارها را انجام دهد دستشویی لباس پوشیدن بازکردن درب
پارکینگ و....تمرکز میکنم که راه را اشتباه نروم اما ماشین مانند اسب
زورو راه خودرا میشناسد.موبایلم زنگ می خورد خواهرم است صبح به
این زودی چکار دارد؟
دیشب خواب بدی دیدم گفتم زنگ بزنم حالت را بپرسم؟
تلفن که قطع شد یادم امد که دیروز دوستم از شاهین شهر اصفهان بهم
زنگ زد که چی؟ خانمم خواب بدی برات دیده زنگ زدم جویای سلامتی
بشم. استغفرالله ربی و......
چای خوش رنگ آبدارچی شرکت داشت روی میزم بخار میکرد که خواهر
دیگرم که صحت خوابهایش در فامیل معروف است زنگ زد این یکی داشت
تقریبا گریه میکرد خواب بدی دیدم صدقه بده و قربانی گوسفند فراموش
نشود و قس علیهذا
برادرم هر از گاهی خوابی برایم می بیند و میاید تعبیرش می کند و میرود
مدتی غیبش میزند و ناپدید میشود و باز خواب بعدی
نمیدانم سکانس معروف فیلم هامون را دیده ایید یا نه جایی که خواب
میبیند مرده است و جسدش در یک سردابه قرون وسطی سلاخی
میشود یا جراحی شاید !!
حالا خواب دیشب خودم به وضوح یادم آمد
خواب می یبینم در یک سردابه قرون وسطایی روی تختی دراز کشیده ام
و تمام دوستان و آشنایانم دارند مرا جراحی میکنند یا سلاخی شاید .....
این روزها نمیدانم چرا همه برای من خواب می بینند؟
شما چطور ؟ خوابی برایم ندیده ایید؟
ديدن و شنيدن
چیزهایی میشنویم در مورد آنچه معمولا دیده ایم
وچیزهایی میشنویم راجع به آنچه معمولا ندیده اییم
شاید انتظار چیزی را داریم
شاید انتظار چیز دیگری داریم
در کلیسای کاتولیک به موعظه ی کشیش گوش میدهیم
در میدان فوتبال فریاد دسته های مخالف و موافق را میشنویم
در متینگ ها به شعارهای سیاسی گوش میکنیم
به صدای ماشین بتن ریزی و جمع آوری زباله زمانی که غرش میکنند گوش میدهیم
به صدای داخل و خارج شدن قطارها در ایستگاه ها گوش میدهیم
میمونها را که تقلید آدمی میکنند و شترها که مرتب کف از دهانشان می ریزد را در
باغ وحش نگاه میکنیم
به قیافه ولگردها وگدایان خیابانی به دقت نگاه میکنیم و کلماتشان را نمیشنویم
ترسوها-متقلب ها-حریص ها-کثافتها-خیکی ها-عوضی های دلقک-
چیزهایی میشنویم در مورد آنچه معمولا دیده اییم
وچیزهایی میشنویم راجع به آنچه معمولا نمیبینیم
شاید هم انتظار چیز دیگری داریم
وفا
نیست
وفا داری خوش است
اما
اما خوش است
وفا نیست
وفا
*************
وفاداری
سبز و خرم باشيد
سال نو بر همه دوستان مبارک
سفر هزار کيلومتری تنها با يک گام آغاز ميشود
درختی که شاخه های بزرگش را در هم حلقه ميکند
از ريشه ای کوچک باليده است
قصری باشکوه و چند طبقه
با گذاشتن آجری به روی آجری ديگری ساخته ميشود
از خود گذشتن نيز خيلی ساده شروع ميشود
فقط خودت باش
نگاهی به درونت داشته باش
آنچه را بخوان که گفته شده اما نوشته نشده است
يا آنچه را که نشان داده شده اما حتی به زبان نيامده است
يا آنچه را که مقصود بوده اما حتی نشان داده نشده
اين نگاهی به درون است
**********************************
ب ت :
از تمام همراهان که مرا در طول سال سگی ۸۵ تنها نگذاشتند صمیمانه تشکر می
کنم امیدوارم سال نو براشون سالی پر از امید و شادی باشه
برای رسول
مجال
بی رحمانه اندک بود و
واقعه

سخت
نامنتظر
......................
.....................
سال بد
سال باد
سال اشک
سال شک
.......
سا ل درد
.....
زندگی دام نیست
عشق دام نیست
حتی مرگ دام نیست
چرا که یاران گمشده آزادند
آزاد و پاک
.............
رسول ملاقلی پور هم رفت
مثل همیشه
بدون خبر
بدون هیچ گونه مقدمه
واقعه سخت نامنتظر بود و ......
سالیان زیادی با عشق فیلمهایش را دیدم
ساده؛لطیف و انسانی
درست مثل نوشتن با دوربین
..............
.............
از بهار
حظ تماشایی نچشیدیم
که قفس
باغ را پژمرده می کند
................
................
..............
هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر
← صفحه بعد
نظرات ()
